مکتب اسلامی

گامی در جهت تحول بنیادین ساختار ها و تحقق توحید در ساختار تشکیل شبکه ای خانواده محور برای تحقق تزکیه و تعلیم فرزندان مکتب اسلامی اساسا مدرسه نیست و چیزی کاملا مستقل از آموزش و پرورش است. مکتب اسلامی رایگان ، خانواده محور ، برپایه علوم نافع است و هدف نهایی تحقق نظام توحید در ساختار تزکیه و تعلیم است

شهر :

اصفهان

نوع فعالیت :

خارج آموزش و پرورش

جنسیت :

دختر و پسر

0

مکتب اسلامی

روایت مكتب اسالمی مکتب اسالمی از دل یک مجموعه فرهنگی به نام »بصائر« در سبزوار شکل گرفت. این مجموعه حدود 12 سال به فعالیتهای فرهنگی میپرداخت و بهتدریج به این نتیجه رسید که کارهای فرهنگی کنار مدرسه نتیجهبخش نبوده و بهتراست که ساختاری جایگزین مدرسه ایجاد شود. جرقه این کاردر سفراربعین ونظمی که دراین سفروجوددارد ایجاد شد. مسئول مجموعهبصائر حاجآقا اسماعیلزاده، ابتدا این کاررادر سبزوار شروع کردوبعد از 2 سال و کسب تجربه موفق در این زمینه، به نشر آن در کشور پرداختند. در حال حاضر حدود 10 شهر هستند که به این روش کار میکند که بزرگترین آنها سبزوار، طبس، اسفراین، اصفهان، شیراز و تهران است. قبل ازآشنایی با مجموعهبصائر،دراصفهان یکگروه خانوادگی وجودداشت کهیکسریکالسهایی با محوریت دغدغه تربیت فرزندان را دنبال میکرد. خانوادهها در این فضا به دنبال یک فرصت برای پاسخ به این دغدغه بودند تا اینکه با حاجآقا اسماعیلی آشنایی و ارتباطگیری صورت گرفت و مکتب اسالمی به این جلسات معرفی شد. مکتب اسالمی در هرسال در تاریخ 17 ربیع اول یک همایش با نام »راه تمدن« دارد که محوریت این آموزش را، به دیگران معرفی میکند. برخی از خانوادههای دغدغهمند در اصفهان در این همایش شرکت کرده و به این نتیجه رسیدند که میتوانند اصول وروش مکتب را پیادهرا پیاده کنند وهماکنون یکسال واندیکهاین کاردراصفهان انجاممیشود. مکتب اسالمی تالش کرده است با اعتماد گیری از کمیسیونهای فرهنگی مجلس وارتباطات دفترمقام معظم رهبری و ارائه طرح بتوانند آن را بهعنوان یک مدل آموزشی در کشورارائه دهد. این مجموعه با شعار »تحقق نظام توحید در ساختار تزکیه و تعلیم«، برای ایجاد تحول در ساختار تعلیم و تربیت کشور شکل گرفت. از منظر این مکتب، نظام کنونی آموزشوپرورش به دلیل وارداتی بودن و برنخاستن از نیازهای درونی، توانایی الزم برای تربیت نسلهای گوناگون را ندارد. مفاهیم مکتب اسالمی عبارتاند از حق و تحقق، فطرت، ساختار، نظام توحید، تربیت، رشد، هدایت، حکمت، تزکیه و تعلیم. مبانی فکری مکتب اسالمی، از رویکرد فلسفی و فکری عالمه طباطبایی، امام خمینی و آیتاهلل خامنهای گرفتهشده است. بخشی از مبانی فلسفی نیزبرگرفته از بحث نظاماسمی آیتاهلل حاج مال هادی سبزواری وفالسفه اسالمی است. از نظرمکتب مباحث روانشناسی جدید نیزدرمباحث اسالمی هست ودر اصل پایهواساس کار مجموعه کامالً قرآن وروایات اهلبیت است. مکتب اسالمی یکنهادمردمی است کهبرای تربیت آینده انقالب ورسیدن بهتمدن اسالمی چند هدف را دنبال میکند: -1 اهداف کوتاهمدت: تحقق سند تحول و اثبات اجرایی بودن آن، آموزش دروس عمومی )حرکت به سمت محور شدن خانواده( و آموزش دروس اختصاصی )توانمند نمودن خانواده و بازوبودن مکتب برای خانواده(. -2 اهداف میانی و میدانی: تربیت نیروی انقالبی و تأثیرگذار با توجه به نقشه امام خامنهای در مسیرتمدّن اسالمی. -3 اهداف نهایی و آرمانی: تربیت سرباز امام زمان عجل اهلل تعالی فرجه الشریف مبانی مکتب اسالمی نیز شامل موارد زیر است: -1 قرآن محوری: تمام حقائق این عالم درقرآن نهفته است وهر کس بهقدر سهم و ظرفیتش ازآن بهره میبرد. وقتی بهترین دین اسالم است و بهترین کتاب قرآن، در تمام ساختارهای یک جامعه توحیدی و تمدن اسالمی باید قرآن نقش داشته باشد. نقش قرآن یعنی تمام شئون یک جامعه قرآنی بشود. -2 اجمال و تفضیل: انسان مظهر خداوند است و خداوندی انسان را خلق کرده تا با خلق خود حکمت خودش را در عالم تثبیت نماید. هر انسانی درجایی از این نقشه عالم قرار میگیرد و ظهورات خدا را بهتفصیل میکشد که اجمالش همان روح و فطرت و شاکله هر انسان است، وقتی روح انسان، روح الهی باشد و روح امر پروردگار باشد، یعنی انسانها تفصیل ارادهو ظهور حکمت اوهستند. انسان در مرحله تفصیل، با روح در مرحله اجمال، جزدر همین ظهور و بروز تفاوتی دیگر ندارند ونقص و زیادیای در اجمال وتفصیل نیست. -3 جوشش از درون: در مباحث معرفتی اشاره میشود که انسان که فطرتی الهی دارد و خلیفهاهلل است درون خود علم به همهچیز را دارد، بنابراین علم تولیدی نیست و اصالً علم قابلتولید نیست و تمام امور و علوم در عالم تنبیهی هستند و قرآن و انبیا و اولیا آمدهاند که نفس انسان را متنبه کنند. در لسان روایات اهلبیت علیهمالسالم نیز به همین مضمون وجود دارد که انسان واعظی در درون دارد و واعظی در بیرون که انبیا و اولیا واعظ بیرونی هستند و آمدهاند تا واعظ درون را فعال کنند. -4 اختیار و اراده: عالمه طباطبایی در تبیین جبر و اختیار میفرمایند: خداوند خودش را مالک مطلق معرفی کرده است، از طرفی هم به افعال و اعمال خودش و بندگان حسن و قبح و ثواب و عقاب را بر اساس مصالح مجتمعات انسانی بنانهاده است و از طرفی هم بنای عقال و خدا نیست که ثواب و عقاب را بر یک انسان غیر مختار سوار کند؛ یعنی وقتی حسن وقبح وثواب وعقاب مطرح میشودیعنی محمولش اختیارداردومجبورنیست. اساساًوجودبهشت و جهنم و تشریع احکام، در صورتی از خالق حکیم سرمیزند که مخاطب این امور دارای اختیار باشد و معنا ندارد که کسی بیآنکه اختیارداشته باشد مستحق ثواب یاعقاب بشودوباید بدانیم همینکه خدا بهما تکلیف کرده است یعنی ما را مختار آفریده است. -5 توکل: توکل حقیقی واتکال کامل به خدای متعال ظرفیتی را برای عزمانسان ایجادمیکند کهانسان تاعزممیکند به خداوند تبارکوتعالی که نامحدود است وصل میشود. لکن برخی توکل را به دید ظرفیت نمینگرند بلکه توکل را خاتمه و تتمه امور میدانند و تأثیری از توکل در عزم لحاظ نمیکنند، چون توکل به خداوند را آخرین مرحلهی تحقق یک امرمیدانند. -6 رابطه ساختار و فرد:درنظامتوحید وذیل آن نظاموالیت، فردو ساختارازهم جدا نیستند و خداوند تبارکوتعالی ساختار این عالم را ذیل انسان کامل قرار داده است. آنچه از مفهوم تقوا و جامعه در مفاهیم دینی ما وجود دارد فقط و فقط درهمتنیده بودن این دو را به ما گوشزد میکند که در کالم مقام معظم رهبری بهعنوان تقوای جمعی به آن اشارهشده است. یکی از وجوه متمایز مکتب، عدم تفکیک سنی بچههاست. بچهها از دبستان تا پیشدانشگاهی در مجموعه حضور دارند وبراساس ردهبندی سنی تفکیک نشدهاند، بلکهدریک حلقهعمومی شرکت کردهوبهفراخوردرک و سطح فهمشان توسطهادی مدیریت میشود. درمکتب،دروس آموزشوپرورش تدریس نمیشودواگربچهها تمایل داشته باشند کهمدرک آموزشوپرورش را بگیرند خودشان از طریق دیگری درس را مطالعه کردهوامتحان میدهند. ازنظر مکتب اسالمی ایرادات اساسی در آموزشوپرورش وجود دارد که مانع رشد واقعی بچهها میشود. عمدهترین آن بحث تزکیهوتعلیم است که باید با محوریت پدرومادر اتفاق بیفتد ولی در آموزشوپرورش نقش واقعی پدرومادر کنار گذاشتهشده و این آسیب سازاست. دومین مسئله این است که مکتب معتقد است تزکیه بر تعلیم مقدم است. در آموزشوپرورش این تزکیه، بانام پرورش شناختهشدهوبه حاشیه رفتهو خیلی به آن پرداخته نمیشود. تزکیه به معنای پاکسازی درون است ودرمکتب بچهها تا به تزکیه نرسند مورد تعلیم واقع نمیشوند. همچنین ازنظر مکتب، بسیاری از بچهها اصالً الزم نیست که مدرک آموزشوپرورش را داشته باشند و بسیاری از آنها ممکن است خیلی زودتربه حدی برساند کهآالن آموزشوپرورش بچههارادر یک بازه زمانی به آن میرساند. بهعالوهدروسی کهدانش آموزان درآموزشوپرورش دریافت میکنند، ممکن است درزمان خیلی کمتری قابلارائه باشد، بر این اساس عمده وقت بچهها در آموزشوپرورش از بین میرود. بااینوجود بچههایی که بخواهند مدرک آموزشوپرورش را داشته باشند، خودشان دروس را با کمک والدین، بستههای آموزشی و روشهایی که از مکتب )روش کل و جزء( میآموزند مطالعه کرده و امتحان دهند، ولی بازهم این بچهها به مدرسه نمیروند. ازنظر مکتب کتابهای اصلی بچهها کتاب مدارس نیست و همچنین بچهها بهتنهایی توانایی خواندن کتابها را در زمان کمتری دارند. از دیگر ویژگیهای مکتب رایگان بودن تعلیم و تربیت است که اساس آن روش پیامبر است. در این روش هیچ هزینهای به مربی داده نمیشود و هیچ هزینهای بهعنوان تعلیم از بچهها گرفته نمیشود. مورد بعدی تفاوت تربیت دخترو پسربر اساس نقشهایشان در جامعه و ساختار جسمیشان است. بهطورکلی مکتب اسالمی را در چهار نما میتوان به تصویر کشید: -1 نمای اول آموزش کاربردی دروس:در مکتب اسالمی تالش میشود دروس کاربردی و دروس ناظربه واقعیت در اولویت قرار بگیرند ودروس خیلی راحتتردر زمان خیلی کمترتدریس و تفهیم شوند. -2 نمای دوم محوریت قرآن: محوریت اکثر برنامههای مکتب حتی مباحثی مثل ریاضی و علوم، قرآن است. این چیزی فراترازپرداختن ظاهری مثل تجوید وروخوانی بهقرآن است. بچههای مکتب با قرآن زندگی میکنند و سعی میکنند قرآن را در همه شئون زندگی خودوارد کنند. -3 نمای سوم تفاوت بین دختر و همه پسر در همهچیز: خداوند متعال زن و مرد را متفاوت آفریده و برنامه زندگی هرکدامرا با توجهبه خلقت تعریف کرده است. لذا نباید غایت وآمال مردوزن در جامعهاسالمی یکچیزباشد. این تفاوت بهمعنای تبعیضوبیعدالتی نیست بلکهبهمعنای تفاوت هریکدرغرض از حیاتشان دراین دنیاست. اولویت کشور و جامعه برای پسران اقتضا میکند که اهل کار و تالش بشوند و توانایی مدیریت اقتصادی داشته باشند. تمام تالش مدرسه و دانشگاه هم همین است ولی این تالشها به فرجام به مطلوب نمیرسد چون با نیازهای جامعه مطابق نیست. کشاورزی، دامداری، تجارت و بازار ازجمله عرصههایی هستند که پسران مکتب اسالمی در آن فعالیت میکنند. در مورد اولویت دختران نیز باید گفت در مرحله اول برای یک دختر مسلمان توانایی مدیریت زندگی بهعنوان همسریا مادراهمیت باالییداردوبه همین خاطردختران مکتب اسالمی در کنارتالشهای علمیشان، اشتغال جدی به فعالیتهای معطوف به محیط زنانه و خانوادهدارند. -4 نمای چهارم سرانجام بچههای مكتب اسالمی: بچههای مکتب اسالمی افراد عالم تمدن ساز و سربازان امام زمان خواهند شد. این امر مهم با توجه به ظرفیتهای فقط فطریِ هر شخص نتایج متفاوتی خواهد ولی آنچه مهم است این است که انسانهای انقالبی وتأثیرگذار باشند و بتوانند مسیرشان را با اختیار و آگاهی انتخاب کنند. ازمهمترین تحوالت فرمی در مکتب، شکستن ساختاروقالب مدرسهاست. نظمیکهدرمدرسهومحیطهایآموزشی بهطورعمومی وجود دارد درمکتب وجود ندارد، اینجا نقشی به نام ناظم که به فرد بگوید چهکار کنند ومراقب رفتار اوباشد تعریفنشده است، نیمکت ومیزو صندلی وجودندارد، بچهها به شکل حلقهای بررویزمین مینشینند. مهمتر آنکه قالب و شکل خاصی برای مدرسه تعبیه نشده است واکثر کالسها در خانهها یا محیطهای باز برگزار میشود از مهمترین تحوالت محتوایی نیزاین است که مکتب به کتابهاومنابع دستاول ازهمهمهمترقرآن رجوع میکند. ازنظرمکتب همهعلوم ازدل قرآن درآمدهاست.در کنار قرآن روایات، طب اسالمی کهتدوین خود مکتب است نیز به بچهها آموزش داده میشود. منبع »طب نامه« کتابهای آیتاهلل تبریزیان است. »درسنامه ادبیات« نیز بر اساس گلستان سعدیو»درسنامهقرآن« نیزبهصورتتفکرمحوروبراساس آیات خلقت تدوینشده است. محتوایروایات نیزتوحید مفضل است کهبا بچهها کارمیشود.در خصوص دروس دیگرمانند علوم و ریاضی باید گفت کهتدریس این دروس نیز به معنای معمول در مکتب اتفاق نمیافتد. برای نمونه برای تدریس ریاضی، کالس خاصی با این معنا وجود ندارد، بلکه ریاضی و کاربرد آن درآیات مربوط به خمس وزکات و ارث آموزش داده میشود. برای دختران نیزدر بافتنی و خیاطی و آشپزی نسبت و تناسب و سایر عملیاتهای ریاضی موردنیاز، تدریس میشود. تمامی دروس ذکرشده در مکتب، دارای سطحبندی است. بهعنوان نمونهبرای ادبیات سطح اول انس، سطح دومدرک مطلب، یادگرفتن، ترجمه لغات، سطحهای بعدی بازنویسی و آرایههای ادبی و ... به همین صورت تا سطحهای باالتر. بعد از طی کردن سطوح اولیه، ممکن است بچهای نخواهد ادبیات را بهطور تخصصی ادامه دهد، در اینجا ادبیات را رها میکنند و سطحهای باالتر توسط گروه خاصی که به ادبیات عالقه دارند، پیگیری میشود. ریاضی نیز دارای سطحبندی است. تمامی بچهها الزم نیست همه سطوح را طی کنند. سطح اولیه شمارش و چهار عمل اصلی و نسبت و تناسب و ... است کهبه همه بچهها آموزش داده میشودو سطحهای باالتر برای کسانی ارائه میشود که بخواهند فراتر بروند. طب سطحبندی دارد، سطح اولیهاش شناخت طیبات،روش خوردن،روش آداب و ... است که برای همه بچهها ارائه میشود. در مراحل بعدی که وارد بیماریها و درمان و سطوح تخصصی میشود، توسط افراد عالقهمند پیگیری میشود. درمکتب بهمعلم »هادی« گفتهمیشود. »هادی« ازاینجهت کهقرارنیست بهبچههاآموزش دهد بلکه به آنها کمک میکند تا در مسیر آموزش قرار گیرند. هادی هیچگاه برای فرد تصمیم نمیگیرد، هیچگاه دخالت و تصدیگری نمیکند، بلکه زمینههایی برای شکوفایی فطرت را کشف میکند ومقابل مخاطب قرارمیدهد. هادی »قد تبین الرشد من الغی« را محقق میکند و اکراهی در کار ندارد. به دانشآموز »حکمت جو« گفته میشود. روشهای اجرایی در مکتب اسالمی بهقرار زیر است: -1 عدم تفكیک: وقتی اجمالها در انسان مشترک و واحد است و تفصیل دادنش به عهدهی خود فرد است، دیگر ضرورتی ندارد کهانسانهارادرارائهمحتوا بهآنها تفکیککنیم. خداوند قرآن کریم را برای هدایت بشرنازل کرده است آن هم تنها کتاب است برای هدایت و آن هم برای هدایت تمام افراد، کفار مخاطب قرآن هستند، مشرکین هستند، مسیحیان هستند، شیعیان و مؤمنین حقیقی هم هستند، حتی کودکان مخاطب قرآناند و پیران و سالخوردگان هم همینطور؛ درواقع عدم تفکیک باید اصلی باشد در مسیرتمدّن سازی که به آن توجه ویژه داشته باشیم و اگرهم در بعضی موارد به خاطر دلیلی محکم و یا ضعفهای موجود در ساختارهای دنیایی مجبور به تفکیک شدیم بدانیم که یا به خاطرآن دلیل محکم است ویا از باب اضطرار است واز باب ضعف ماست و تا جایی که میتوانیم نباید تن به تفکیک بدهیم. -2 عرصههای واقعی: اگر قرار است فرزندان ما در جامعه و دنیای امروز زندگی کنند و تالش کنند و قیام برای خدا داشتهباشند، باید ازهمان ابتدادرمحیطهایواقعی قراربگیرند. امروزدرفضای آموزشیکشور،همهچیزرا بهصورت غیرواقعی به بچهها آموزش میدهند، اجتماع را انتظار دارند در کتاب اجتماعی بشناسند و خلقت را در کتاب علوم تجربی و ریاضی و حساب را فقط در کاغذ و فرمول و کتاب و سبک زندگی را در دورههای آموزشی؛ آنچه فراموششده است اهداف این دروس و آموزشهاست. هدف اوّل و آخر همهی این آموزشها برای این بوده که زندگی و تالش و کار و قیام را به فرزندان این کشور بیاموزد. خاصیت حضور در عرصههای واقعی این است که هدف کتاب اجتماعی بچهها تأمین میشود، هدف کتاب ریاضی و حساب بچهها تأمین میشود، هدف کتاب تاریخ و فارسی و زبان انگلیسی و عربی و زیست و علوم ... هم تأمین میشود و مهمتر اینکه فراتر از این کتابها تأمین میشود.در مکتب اسالمی عرصههای واقعی پسران عبارت است از کشاورزی و دامداری و تجارت و عرصههای واقعی دختران محیط معطوف به خانه و خانواده است. دروسی که در مکتب اسالمی تدریس میشوند عبارتاند از: قرآن، گلستان، طب اسالمی، ریاضی، علوم، خواندن و نوشتن، قانون اساسی، صحیفه نور، نجوم و اخالق. -3 سفر:درقرآن کریم چهارمرتبهامر »قل سیروا فی االرض«آمده است کهدرادامه این امربه سیردر زمین، فعل امر »انظروا« آمده است؛ این نظر کردن کهدردل سیردرزمین اتفاق میافتد با توجهبهنگاه توحیدی انسان رارشد میدهد و شکوفا میسازد؛و این نظر کردن، نظر کردنی واقعی است ونهفقط در مرحله تعقل وتفهم وتفکر که اگرفقط نظر در مرحله تعقل بود امر سیروا قبلش نمیآمد. -4 خانواده محوری: خانواده محیط اصلی و حقیقی تزکیه و تعلیم انسان است. در اسالم محیط خانواده اصالت دارد وروی آن تأکید بسیارویژه شده است که سعادت و شقاوت یک فرد ارتباط زیادی با محیط خانوادگی حتی پیش از تولد فرزند دارد. متأسفانه فراموشی این اصل باعث میشود که وظیفهی اصلی مادر و پدر در خانواده فراموش شود، چراکه در فضای جامعهی امروزی، خانواده گمان میکند باید فرزندش را در محیطی گذاشته تا آموزش و تعلیم فرزندش انجام شودو خوداوهیچ مسئولیتی دیگرنداردو حتّی درامورتربیتی وتزکیهای نیزهمین تصوروجوددارد. مکتب اسالمی هم همانطور که کراراً گفتهشدهوبهمخاطبین مکتب اسالمی اعالمشده است،وظیفهی اصلیدرتزکیه و تعلیم را به عهدهی خانواده میداند و فقط خود را بهعنوان یک عون و بازو میشناسد. -5 جلسات امت واحده: با توجه به مبانی خانواده محوری، عدم تفکیک و اعتماد بنای جلسهای گذاشتهشده است به نام جلسه امّت واحده. در این جلسه همانطور که باید تمام شئون تزکیه و تعلیم خانواده محور باشد به خانوادهها در این امر کمکمیشود. خانوادههادر جریان ریزامورمکتب قرارمیگیرند. تماممباحث معرفتی ومبنایی کهدرمکتب جاری است برای تمام خانوادهها بیان میشود و تبیین صورت میگیرد و تمام مشکالت و موانع بیآنکه طبقهبندی اطالعاتوتفکیکیصورتبگیردبه خانوادهها منتقل میشودو خانوادهها نیزبهبهترین شکل ممکن مشارکت میکنند و کار را بهپیش میبرند. -6 حرکت از کل به جزء: در آموزش باید حرکت از کل به جزء باشد. تصور کنید اگر کسی بخواهد شهری را بشناسد دو راه برای او وجود دارد. ابتدا کوچه به کوچه آن شهر را بپیماید و مشاهده کند و یا از باال به آن شهر یا منطقه نگاهی بیندازد و نقشهای هوایی از آن به دست آورد. قطعاً راه دوّم در شناخت کلی و اصل آن شهر بهترین راه است بااینکه راه اوّل نیز در جای خود اهمیت دارد لکن مسیر آموزشی موجود در کشور همان روش اوّل است. فرزندان مادرمدارس بیآنکهنقشهای هواییونگاهی کلیبهآن علم، کتاب،درس یاهر چیز دیگرپیدا کنند بیمحابا وارد جزئیاتی میشوند که ذهنشان در تطبیق این جزئیات باهم بهسختی و مشقت میافتد. امّا با حرکت از کل به جزء، ذهن در جزئیات اسیرنمیشود چون کلی را به دست آوردو جزئیات را با آن کلی تطبیق میدهد. -7 اعتماد: اعتماد، بستری برای رشد وپیشرفت متربی ومتعلم است، بهگونهای که خوداوبا این اعتماد، تفصیل فطرت الهیاش را در مسیر سعادت به دست میگیرد و البته این اعتماد نیاز به توکّل دارد. -8 تفقد: در مکتب اسالمی حضور بچهها در کالس از ترس ثبت غیبت و مواخذه شدن نیست بلکه با شوق و عالقه درونی در کالسها و برنامهها حاضر میشوند نه با یک اجبار بیرونی به اسم حضوروغیاب. پایبندی به حضور در کالس درس،زمانی دروجودانسان تثبیت میشود کهازدرون بجوشد و خودانسان احساس کند کهعدمپایبندیاش به ضررش است.هنگامیکهمبنای حضوردر کالس ترس واجبارباشد،آن ترس واجبار کهبرداشته شوددانشآموز سر کالس درس حاضر نمیشود، امّا اگراز عالقه درونی باشد، از تعطیل شدن کالس و مدرسه هم ناراحت میشود. امّا در مکتب اسالمی بهجای حضوروغیابی که کامالً اشتباه و غلط است، از بچهها تفقد حال میکنیم و جویای احوالشان میشویم. تفقد بهاین شکل است کههرکسی اوّلصبح اسمشراداخل برگهایمینویسد وآن را بهمعلمش تحویل میدهد و در این پیگیری و تفقد هم هیچ مواخذهای نیست و واقعاً براساس این تفقّد امتیازی از کسی سلب یا به کسی اعطاء نمیشود و صرفاً برای این است که اگر کسی غیبت داشت یا تأخیر، جویای حالش بشویم نه چیزی دیگر. -9 جلسات سبیل رشد: در دل این امت واحده، سلسله جلسات علمی و کاربردی سبیل رشد برگزار میشود که مبانی خانواده در اسالم، اخالق و آداب، روش تزکیه و رشد فرزندان در خانواده و ... از موضوعات این جلسه است. این امت واحده در ایام پیاده روی اربعین و نیز در هفته وحدت در مشهد مقدس به صورت سراسری و کشوری، متشکل از خانوادههای مکتب اسالمی از تمام مراکز و همچنین با حضور خانوادههای مرتبط و دغدغهمند برگزار میگردد. از نظر مکتب اسالمی، مهمترین مانع بر سر پذیرش و توسعهآن، خانوادههای دانش آموزان هستند. خانوادهها بهسختی هجرت از مدرسه و نظامی را که جایگزین آموزشوپرورش باشد را میپذیرند. بهویژه اینکه مدرک برای آنها مهم است. باوجود آگاهی از ایرادات ساختار آموزشوپرورش نسبت، به دلیل نگرفتن مدرک آموزشوپرورش، نگران آینده دانش آموزان هستند. بر این مبنا اصلیترین مسئله مکتب اسالمی، مسئله مدرک وپذیرش این سیستم در جامعه است. در خصوصمسائل اقتصادی، مکتب دارای یکقرضالحسنهاست که خانوادههاعضو آن شدهوبهمیزانی کهتوانشان میرسد در قرضالحسنه پول پسانداز میکنند. یکسری فعالیتهای اقتصادی نیز در اینجا تعریفشده است مانند میدانهایی که برای پسران توضیح داده شد )کشاورزی، دامداری و تجارت(. درواقع بسیاری از میدانهای آموزشی پسرها، فضارا برای کاراقتصادی مکتب برپایهاقتصاداسالمی را فراهم میکند. بهطورنمونهیکسری زمین کشاورزی اجارهشده یا از زمینهای خود اعضای مکتب استفادهشده و محصوالت در آن کشت و به فروش میرسد. فضای به نام حجره ثناوجوددارد کهمایحتاج خانوادههای مکتب درآن عرضهوافرادازآن خرید میکنند و سودآن بهمکتب وارد میشود. همچنین مراکز فعال مکتب در سطح کشور با یکدیگر تعامل مالی دارند. مرکز سبزوار که اولین مرکز مکتب بوده است، ازنظر مالی پیشرفت بهتری دارد و دارای دامداری و کارگاه شیرینیپزی است و محصوالت آن را توسط سایراعضای مکتب صورت اعتباری و یا نقدی خریداری میشود. همانطور که گفته شد در مکتب به معلم »هادی« گفته میشود. هادی هم درواقع از خود خانوادهها و اولیای دانش آموزان یا حکمت جویانِ انتخاب میشود که خودش زودتردر جریان مسائل مکتب قرارگرفتهومطالب آن رادرک کرده است؛ بنابراین حضورفردی درنقش مربی که بهصورت آزمون وپذیرش وارد مجموعه شود، در مکتب اسالمی تعریفنشده است. هادی در درجه اول خود خانوادهها و بعد از مدتی خود حکمت جویان هستند. چشمانداز مکتب اسالمی این است که خانوادههایی پرورش دهد که بتوانند بچههایشان را خودشان، بدون نیاز به هیچ عامل خارجی از خارج خانواده، تربیت کنند. بهعبارتدیگر خانواده بتواند دردرون خودش، نیازهای آموزشی و سایر نیازهای علمی و اقتصادی را برطرف کند. چشمانداز دیگر این است که بچههایی پرورش دهد که بتوانند جامعهای مستقل، خودکفا، قائمبهذات، زاینده و سرآمد پرورش دهد

اولین ویژگی بارز مجموعه

مبانی

دومین ویژگی بارز مجموعه

روش های تربیتی

سومین ویژگی بارز مجموعه

خانواده محوری

همه استان های کشور

برای ورود به وب سایت مجموعه کلیک کنید

ورود
ط

مجموعه های استان یزد، عضو رابطو

بیشتر از حدودا ۲۰۷ مجموعه از سراسر ایران

next icon back icon